اندیشه تدقیق و حفظ حقوق بشر قدمتی به درازای تمدن انسانی دارد، ردپای این اهتمام را میتوان در منشور حقوق بشر کوروش بزرگ پس از فتح بابل در سال ۵۳۸ ق.م که بر کتیبهای گلی به زبان اکدی زبان مردم بابل و زبان بین المللی آن روزگار نوشته شده به روشنی مشاهده کرد.
در دوران جدید اروپا و آمریکا نیز میتوان این متون را تاریخ ساز دانست:
منشور کبیر (۱۲۱۵) و اعلامیه درخواست حقوق ۱۶۲۸ در انگلستان
اعلامیه حقوق بشر و شهروند (۱۷۸۹) که پس از انقلاب فرانسه به تصویب رسید.
اعلامیه حقوق دولت ویرجینیا (۱۷۶۶) و اعلامیه استقلال ایالات متحده آمریکا (۱۷۷۶).
اعلامیه حقوق مردم زحمتکش و استثمارزده (۱۹۱۸) اتحاد جماهیر شوروی
اندیشه حمایت از حقوق بنیادین بشر پس از جنگ جهانی دوم به اوج خود رسید، یکی از نخستین اقدامات سازمان ملل تصویب و انتشار اعلامیهای بود که با اتفاق نظری چشمگیر میان اعضای این جامعه روبرو شد و مفاد آن نیروی اخلاقی اساسی و راهنمای جامعه بینالمللی توصیف شد.
هرچند کوشش بر آن بود تا اعلامیه جهانی حقوق بشر به گونه یک کنوانسیون که جنبه الزامی میداشت به تصویب دولت های عضو سازمان ملل متحد برسد؛ اما بنا بر ملاحظات سیاسی برخی کشورها از جمله ايالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی سابق عملی نتوانست شد. اما بعد از تصویب اعلامیه حقوق بشر در دهه ۱۹۶۰ میلادی دو کنوانسیون حقوق مدنی و سیاسی و کنوانسیون حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به تصویب رسیده و لازمالاجرا گشت و پس از آن نيز کنوانسیونهای متعدد دیگری در پیوند با حقوق بشر به تصویب رسید.(بر گرفته از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد)
بحث ما در این مجمع درباره اندیشه هاایست که در محافل ایرانی مطرح و به شهروندان ارایه داده می شود. آیا هر گروه، هر سازمان و هر حزبی باید خودش حقوق ر بشر را تعریف کند؟ اعلامیه جهانی حقوق بشر چه جایگاهی باید داشته باشد؟
اداره کننده این مجمع دکتر نادر زاهدی می باشد. nader@zahedi.eu
|