think about future
denk an die Zukunft
به آینده فکر کنیم
  آغاز   خشونت زدایی   افسانه خاکپور   ضرورت الحاق ایران به کنوانسیون بین المللی ضد شکنجه 

مجمع
  تجسم آن روز

  فرهنگ سیاسی

  قانون اساسی نوین

  برداشت از حقوق بشر

  خشونت زدایی

  تفاهم ملی

  تولید و ذخیره انرژی

  اقوام

  سالروزها و آینده ما

  نظام آموزشی آینده

  خبرها


نویسندگان
  دکتر حمید تفضلی

  دکتر نادر زاهدی

  دکتر علیرضا نوری زاده

  دکتر داریوش همایون

  اسناد سازمان ملل متحد

  مهدی کروبی

  عمادالدین باقی

  امیر حسین لادن

  بنیاد برومند

  اسد سیف

  فرشید فریدونی

  اندیشه قم

  دکتر محسن کدیور

  نرگس محمدی

  رضا افشاری

  جنبش راه سبز

  آرش کلهر

  تونیا کبودوند

  ژانت آفاری

  مهرانگیز کار

  دکتر کاظم علمداری

  دکتر حسن کیانزاد

  دکتر رامین جهانبگلو

  همبستگی زنان علیه خشونت های اجتماعی

  ویکتوریا آزاد

  کارل ریموند پوپر

  عبدالكريم لاهيجى

  بهرام محيی

  حسن فشاركي

  دکتر اسماعيل نوری علا

  حسن ماسالی

  ناصر كاخساز

  عليرضا كيان

  محمد جواد روح

  سید عمار كلانتری

  حنیف مزروعی

  اکبر گنجی

  شکوه ميرزادگی

  نیک آهنگ کوثر

  الف. میم

  محمد سروش محلاتی

  مهدی

  مهدی پيرگزی

  لیلا بیات

  فاطمه رستخیز

  عبدالمجید نورتقانی و روح اله رحیمی

  بهزاد کریمی

  فواد تابان

  جمشید طاهری پور

  علی اصغر سعیدی

  شهاب

  دکتر خزایی

  جک کانفيلد

  سید علیرضا حجازی

  علیرضا علوی تبار

  محمد صادق کوشکی

  خبرگزاری فارس

  حسین نیك‌پور

  مصطفي ساغري

  مهدي چلاني

  منظر ویسی

  علی مزروعی

  سعيد پيوندي

  ویکی‎نسک، کتاب‌خانه آزاد

  دکتر احمد رضا کمره‌ای

  مسعود نقره کار

  عباس عبدی

  افسانه خاکپور

  بهنام دارایی زاده

  آرش حسن‌نیا

  سیدمصطفی آزمایش

  مهرداد مشایخی

  استیون زانز

  رامین احمدی

  شهاب‌الدين شيخی

  دکتر جمشید فاروقی

  ب. بی نیاز (داریوش)

  مرتضی سیمیاری

  پدیده پایدار

  امین حصوری

  مهدی اصلانی

  نادر عصاره

  صادق باقری

  سام قندچی

  دکتر پرویز داورپناه

  یاسر عزیزی

  حمید نوذری

  پاتريك بيوكنن

  لویا تان

  زهرا موثق

  نادره افشاری

  ترسا

  مُحسن کُردی

  الاهه بقراط

  آرامش دوستدار

  دکترشاهین سپنتا

  پروفسور شاهین فاطمی

  علی اصغر رمضان پور

  الهام زرتابی

  خلیل کاظمی

  فرخ نعمت پور

  حميد پارسانيا

  حجت اله کريمي

  پیام آفتاب

  دكتر ابراهيم بيگ زاده

  محمد امینی

  شادی صدر

  ايوب رحمانی

  آرش نراقی

  حسن شريعتمداری

  آیدین مرندی

  ذکريا عباسي فرد

  سید رضا حسینی

  علی بیگدلی

  بنیاد آینه

  پرویز دستمالچی

  نسیم فردا

  عباس میلانی

  سیروس ملکوتی

  مهندس علی آغاجریان

  آرش فرهودی

  روزنامه اعتماد

  مسعود ابراهیم نژاد

  فروزان جهرمی

  اسماعيل وفا يغمايی

  دکتر علی ميرفطروس

  امیر محبیان

  دکتر منصور بیا ت زاده

  رامین كامران

  نجات بهرامی

  مهندس عباس امیرانتظام

  سيـد على نـاظـم زاده

  بهمن زاهدی

  وحید شعبانی

  صدرا عمادی

  ماندانا زندیان

  آراز. م. فنی

  حسین بشریه

  سید مجتبی واحدی

  جلال ایجادی

  مهران مصطفوی

  آيت‌الله احمد جنتي

  عبدالله مهتدی

  سياوشی - گنج بخش

  داریوش زنگنه

  جان شیفته

  سهیلا وحدتی

  شیرین عبادی

  سعید قاسمی نژاد

  وحید وحیدی مطلق

  بلوا

  حدیث صالح سلیمانی

  على ميرفطروس

  پدرام شهیار

  سید محسن فرجادی

  نصیر بوشهر

  محمد غلامی

  غلامرضا دشتستانی

  فریبا ثابت

  سید ابراهیم نبوی

  ﻣﻴﺮﺯﺍﺁﻗﺎﻋﺴگرﻯ(ﻣﺎﻧﻰ)

  دکتر حسین لاجوردی

  نوروز

  طاهره اخوان

  ایران آزاد

  خبرگزاري دانشجويان ايران

  عظیم حسن زاده

  مسعود بنی صدر

  آيت الله بروجردی

  حمید موذنی

  ش. ك.

  داوود نادمی

  حمیدرضا جلایی پور

  منوچهر تقوی بیات

  سام قندچی

  خبرگزاری ایلنا

  میترا اهوازی

  سیدمصطفی آزمایش

  ایرانی

  دکتر نوذر شفیعی

  كورش زعيم

  محمد هادی معصومی


گوناگون
  تماس با ما

  مکاتبه

  درباره ما


تبلیغات



ضرورت الحاق ایران به کنوانسیون بین المللی ضد شکنجه


چه، تغییر این سیاستمدار به جای آن دیگری یا حتی تغییر نظام سیاسی به تنهایی تضمینی برای نهادینه شدن حقوق شهروندی، عدالت و دمکراسی نیست مگر آنکه ابزار قانونی و فرهنگی آن پیشاپیش فراهم گردد.


تاریخ کهن ایران، در فراز و نشیب و دورانهای تاریک خویش با شلاق، سنگسار، شکنجه و اعدام، با نابود کردن اندیشمندان و متفکرین، با سرکوب اقوام و مذاهب، با سرکوب گروه ها ی پیشرو و مخالف قدرت مطلقه، با ریختن خون ورق خورده است.
دریغا که رود خون آلود خشم و کین و تعصب کور، سرکوب و استبداد، امروز وهنوز در کوی و برزن سرزمین مان جاریست.
وقت آن رسیده است که از تجربیات گذشته عبرت گیریم و یکبار برای همیشه بساط شرم آور خشونت و جنایت علیه بشریت ومنش ناپسند نابود کردن انسان منتقد یا مخالف را از سرزمین خود برچینیم.
تا یکبار برای همیشه انسان ایرانی را از طوق سیاه مرگ سیاسی عقیدتی برهانیم.
انسان ایرانی را آزاد و رها بنگریم. بخواهیم او را بی ترس و واهمه از بیان افکار و اندیشه ای دگرگونه وبا حق داشتن فعالیت سیاسی و حضور اجتماعی.
مشاهده خشونت های وحشیانه در وقایع اخیر، نقل جنایات هولناک، تجاوز و آدم سوزی؛ کتک و کشتار مردم بی دفاع توسط نیروهای سرکوب دولتی یا لباس شخصی ای اجیر شده آنها، تکان دهنده تر از آن بود که در تصور آدمی بگنجد.
صحنه های خشونت باری که دنیا را تکان داد خواب و آرامش را از بسیاری از ایرانیان ربود، گرچه به خودی خود روشنگر بسیاری چیزها بود.
امروز اما این پرسش همیشگی در برابر ماست که چرا زور، بی عدالتی و جنایت حکومت علیه ملت خویش از کشور ما رخت بر نمی بندد.
تا کی مردم ایران محکومند که این جنایات را چو رنجی جانکاه از نسلی به نسلی با خود بکشند.
آنچه که بر زندانیان سیاسی و عقیدتی اعم از زن و مرد، پدر یا همسر، مادر یا خواهر در سیاه چال های کهریزک؛ اوین یا سایر بازداشتگاهها یا حتی در خیابان رفته دست کمی از جنایات ابوغریب نداشته و حتی بی شرمانه تر از آنست.
چه، ابوغریب را اشغالگران امریکایی در کشور عراق براه انداختند اما ابوغریب ایران بدست حکومتگران و جهت نابودی ناب ترین جوانان همین سرزمین بر پا شده است.
اعمال شنیع و غیرقابل تصور در سیاهچال ها و زندانها، شکنجه با اشکال مختلف، تجاوز به زندانی یا سوء استفاده جنسی از او، ضرب و شتم، نقص عضو، اعدام و سنگسار زندانیان سیاسی یا عقیدتی یعنی شریف ترین انسانهای این مرز و بوم، ننگی بر پیشانی نظام اسلامی است.
ننگی که نه با بانگ اذان پاک خواهد شد و نه با بساط سجده در رمضان.
جنایت نه بخشودنی است نه پاک شدنی.
ملت ایران با ناباوری به وقوع این اعمال شنیع وحشیانه و غیرانسانی حتی اگر در کمیت آن اغراقی شده باشد، پی برده باشد و خواهان پیگیری قانونی آنهاست.
ملتی که به روایتی هفت هزار سال سابقه فرهنگ و تمدن دارد چگونه میتواند در مقابل چنین جنایات قرون وسطایی دست روی دست بگذارد و مانع از ادامه و تکرار آنها نگردد.
دیگر نه بردباری، نه سکوت، نه فراموشی.
بیش از این نظاره کردن و تحمل اعمال ضد بشری و غیر قانونی حکم فرمایان به هر نام و مستمسکی که باشد جایز نیست.
آنچه که بر بهترین فرزندان ایران زمین تنها بخاطر ابراز اندیشه و گفتمانی دیگرگونه رفته است، باریست بر وجدان بشریت.
سکوت یا فراموشی ابوغریب ایران و قربانیان بی پناه آن صحه گذاشتن بر فرهنگ قساوت و بینش مرگ آسای نظامی است که برای بقای خود حتی به ناموس زندانی سیاسی نیز تجاوز میکند.
ملت ایران امروز به حقوق پایمال شده خود آگاه شده و می رود تا آنرا باز بستاند.
در این سالهای سکوت و سرکوب، چند نسل از برجستگان این آب و خاک، انسان هایی که الگوی اندیشه پیشرو و تفکر تحول گرا و آورنده فرهنگ نو جویی بودند، به صرف مخالفت یا انتقاد از نظام، بدون دادگاه و وکیل و دور از خانواده توسط جمهوری اسلامی به جوخه اعدام سپرده شدند.
و حتی خانواده هایشان اجازه بگور سپردن آنها را نیافتند با اصلا گوری نیافتند.
جای این انسانهای نمونه، آرمانخواه و از خود گذشته در رشد و توسعه وطن مان ایران و در تعالی اندیشه و فرهنگ مردمان آن برای ابد خالیست اما خواستشان یعنی آزادی استقلال و دمکراسی همچنان بر جاست.
در سه دهه گذشته والاترین و لایق ترین فرزندان این ملت یا در زندانها کشته شدند یاناگزیر به مهاجرت گشته، یا آنکه به سکوت رانده شدند. گرچه اشتباهات و افراط بعضی گروه های سیاسی نیز در این سرنوشت بی تاثیر نبوده است.
به هر روی، در غیاب سهمگین »انسان الگوها» به همان نسبت ارقام جنایات بی سابقه، جرم، دزدی، کلاهبرداری؛ تجاوز، خودکشی و خشونت و ناامنی در جامعه ایران به حدی فراگیر شده که حکومت اسلامی را نیز درمانده کرده است.
امروز اما ملت بیدار گشته ایران میخواهد در مقابل ظلم و بی عدالتی بایستد و نگذارد که به جان و ناموسش بیش از این و بعد از این تجاوز شود.
تا آنکه دیگر خشونت و جنایت توسط هیچ دولتی علیه مردم خود تکرار نشود؛ برای آنکه هیچ قدرتی مصالح نظام را بر مصالح مردم ترجیح ندهد، برای آنکه دولت حافظ و مسوول جان و مال و حیثیت مردم خود باشد، برای آنکه حقوق شهروندان هردم و به هر بهانه نقض نگردد، برای آنکه عدالت و دمکراسی پایدار بماند، برای آنکه هیچ کس بخاطر داشتن اندیشه یا ابراز عقیده ای تحت فشار و پیگرد قرار نگیرد، تا آنکه رفتارهای ضد بشری شکنجه، اذیت و آزار روحی و روانی، تهدید و فحاشی و تجاوز چو ننگی از سرزمین مان پاک شود،
ایران باید بدون چون و چرا به کنوانسیون بین المللی ضد شکنجه بپیوندد.
کنوانسیون بین المللی ضد شکنجه در سال ۱۹٨۴ به تصویب ۱۴۶ رسید وتا کنون اکثریت دول دنیا یه آن ملحق شده اند جز معدودی دولت ها از جمله ایران و امریکا.
دول امضا کننده کنوانسیون بین المللی ضد شکنجه متعهد میگردند که در کشور خود از اعمال هرگونه خشونت، شکنجه روانی یا فیزیکی، تهدید و ارعاب وهرگونه رفتار ضدانسانی مامورین دولتی به هر بهانه ای که باشد و نسبت به شهروندان خود به هر شکل خود داری کنند. تحت فشار قرار دادن افراد چه به شکل علنی یا غیر مستقیم یا به صور ضمنی برای اقرار گرفتن توسط دول امضا کننده این کنوانسیون ممنوع است.
چگونه میتوان پذیرفت که کشورهای عقب افتاده ای چون عربستان سعودی، بحرین، افغانستان، بنگلادش، جیبوتی، مالی، کنیا، کویت، ماداگاسکار، لیبریا، الجزایر، آذربایجان، گرجستان، قزاقستان و قرقیزستان، اردن، موریتانی و مولداو، نیجر، اوگاندا، چاد و سومالی به کنوانسیون منع شکنجه ملحق شده باشند،
و کشور باعظمتی چون ایران، با تمدن و تاریخی سرشار از ابتکار و اختراع، علم و دانش، هنر و فرهنگ، با جمعیتی بیش از هفتاد میلیون، با میلیون ها نیروی انسانی کار آمد و تحصیلکرده، دانشمند کادر و متخصص، دانشجو و دانش آموز، روشنفکر و هنرمند، کارمند و کارگر و کشاورز هنوز در پس پشت کشورهای عقب اقتاده دنیا با پشت کردن به پرنسیپ های حقوقی جهانی و انسانی در لاک خود باقی بماند.
تنها با الحاق کشور ما به کنوانسیون بین المللی ضد شکنجه ۱۹٨۴ است که هیچ دولتی در ایران اجازه شکنجه و نابودی شهروندان خود را به هیچ بهانه ای نخواهد داشت.
این ضرورت بنیادین بشری و حقوق حیاتی برای هر ایرانی میبایست از همین امروز پیگیری شود.
تحقق این خواست مشروع و ضرورت قانونی برای حفظ جان مال و حیثیت هر ایرانی، مستلزم تلاش حقوقدانان، قضات، وکلا، دانش پژوهان حقوق، پژوهشگران علوم انسانی، محققین و دانشجویان و دانش آموزان، روشنفکران و فعالین اجتماعی، احزاب و گروه ها، کارگران و کارمندان، زنان و مادران در وادار ساختن دولت ایران به پذیرش کنوانسیون ضدشکنجه می باشد.
کنوانسیونی که پذیرش آن از طرف دولت ایران به برقراری آرامش و امنیت، به احترام به هستی و حیثیت، به حفظ جان و مال همگان ارتباط دارد.
در یک کلام اگر تمامی ایرانیان چه در خارج و چه در داخل، از هر مرام و مذهب، از هر قوم و فرهنگ و هر طبقه در پیشبرد این خواست انسانی، بشر دوستانه، مشروع و قانونی به اشکال و به زبانهای مختلف بکوشند گامی بسوی انسان منشی برداشته اند.
چه، تغییر این سیاستمدار به جای آن دیگری یا حتی تغییر نظام سیاسی به تنهایی تضمینی برای نهادینه شدن حقوق شهروندی، عدالت و دمکراسی نیست مگر آنکه ابزار قانونی و فرهنگی آن پیشاپیش فراهم گردد.

بر گرفته از سامانه چشمان زنان
http://www.chashmanzanan.blogfa.com/post-748.aspx

شنبه 12 دی 1388



نظرشما چیست؟


نشر و تکثیر تمامی و یا قسمتی از مطالب نوشته شده در این سایت با ذکر نام ماخذ day-x.info آزاد است.